تبلیغات
مریم - جایگاه استخاره در فرهنگ اسلامی
کلیک کن ضرر نمی کنی

مریم

جایگاه استخاره در فرهنگ اسلامی :[ورزشی , ]

بسمه تعالی

جایگاه استخاره در فرهنگ اسلامی

استخاره به قرآن كریم و تسبیح امری است كه، از زمانهای قدیم در میان بسیاری از متدینین ما رائج بوده و هست.

سؤال این جاست كه آیا این عمل مبنا و دلیل شرعی قابل قبولی دارد، و یا سنتی است كه به غلط خود را در میان آموزه های اسلامی جای داده است. كم نیست سنتهایی كه مردم آن را دینی می انگارند، ولی دلیل شرعی ندارد. در این گونه امور خطر آن هست كه افراط و تفریط، مانع از جریان امور بر اساس خواست الهی بوده، و احیانا خرافات از یك سو و محرومیت از فوائد شرع از سوی دیگر دامن جامعه اسلامی را آلوده سازد.

ما در این مقال بر آنیم كه ...

بسمه تعالی

جایگاه استخاره در فرهنگ اسلامی

استخاره به قرآن كریم و تسبیح امری است كه، از زمانهای قدیم در میان بسیاری از متدینین ما رائج بوده و هست.

سؤال این جاست كه آیا این عمل مبنا و دلیل شرعی قابل قبولی دارد، و یا سنتی است كه به غلط خود را در میان آموزه های اسلامی جای داده است. كم نیست سنتهایی كه مردم آن را دینی می انگارند، ولی دلیل شرعی ندارد. در این گونه امور خطر آن هست كه افراط و تفریط، مانع از جریان امور بر اساس خواست الهی بوده، و احیانا خرافات از یك سو و محرومیت از فوائد شرع از سوی دیگر دامن جامعه اسلامی را آلوده سازد.

ما در این مقال بر آنیم كه تصویری معقول و قابل فهم را، به همراه ادله عقلی و نقلی مسئله استخاره به شكلی كه برای عموم قابل فهم باشد ارائه كنیم. قابل توجه است كه مشهور علمای اسلامی استخاره را امری مشروع می دانند، و البته در صورتی كه شرائط آن در نظر گرفته شود. قبل از بیان ادله نقلی مسئله به مقدمه ای كوتاه توجه كنید:

یكی از آموزه های ادیان الهی توكل بر خداست. توكل مبتنی بر جهان بینی اعتماد به نظام تكوین و اعتقاد به كمال آن است. یكی از تعالیم مشترك همه ادیان الهی آن است كه نظام عالم به بهترین صورت ممكن آفریده شده است. در آن هر واقعه ای به همان شكل وجود می یابد كه می بایست واقع شود. چگونه نظام تكوین از دیدگاه یك متدین می تواند نظام احسن نباشد در حالی كه عالم و تحولات آن را فعل خدا می داند؟! دیندار معتقد است هر آنچه به نظر عادی تصادف و اتفاق است، در حقیقت واقعه ای است كه به خواست حكیمی خیر خواه و قادر تحقق یافته است. با این مقدمه، به تبیین استخاره می پردازیم.

استخاره در روایات اهلبیت پیامبر(ص) به دو معنای مشخص به كار رفته است: یكی به معنای دعا و درخواست خیر از خداوند، و دیگری به معنای خاص كلمه یعنی مشورت با خدا و تصمیم بر اساس علامتی كه تعیین شده است. معنای دوم استخاره همان استخاره مورد نظر ماست كه مسلمانان نیز، اعم از شیعه و سنی به آن عمل می كنند و با كمك تسبیح، قطعات كاغذ و قرآن و یا وسائل دیگر انجام می گیرد. روایت صحیح زیر استخاره را به معنای اول آن قصد كرده است.

این روایت از امام صادق(ع) است كه از پدرانش نقل می كند كه فرمود: «اللهم لك الحمد و بیدك الخیر كله اللهم انی استخیرك برحمتك و استخیرك الخیر بقدرتك علیه…» یعنی خدایا ستایش مخصوص تو و خیر و نیكی به دست توست. خدایا به رحمتت برای خود طلب خیر می كنم و به قدرتت از تو توانائی و قدرت بر خیر می طلبم. تو قادری و من نه، تو می دانی و من نه و تو علام الغیوبی. خدایا عملی را برای من مقدر كن و مرا به انجامش آماده ساز كه به طاعت تو نزدیك و از معصیت تو دور باشد و مرا از آنچه غیر آن است منصرف دار.(وسائل ج 5 باب 5 از ابواب صلوة الإستخارة ح6). و روایت زیر به معنای دوم استخاره ناظر است. در این روایت راوی می گوید به امام صادق(ع) عرض كردم: وقتی می خواهم قدمی بردارم و استخاره نمایم چگونه عمل كنم؟ حضرت فرمود: قرآن را به دست بگیر و باز كن و بر طبق اول آیه ای كه در صفحه می بینی عمل كن، ان شاء الله. (وسائل ج 4 باب 38 از ابواب قرائة القرآن ح 1). استخاره به معنای اول، پس از تصمیم گیری، به جهت كسب توفیق الهی است، ولی استخاره مورد بحث ما قبل از تصمیم گیری و به جهت استمداد در آن است. حقیقت استخاره آن است كه مسلمان هرگاه مردد ماند و در مقام عملی چاره ای جز انتخاب و تصمیم ندید، ناامید نمی شود و امر را به خدا می سپارد؛ كه در صورتی كه بنده به بخش معلوم و اختیاری وظیفه خود عمل كرده باشد، پس از آن آنچه خدا برای او مقدر می كند حتماً خیر است. اتفاقات در دید صاحبان ادیان الهی خواست خدایند، و "الخیر فیما وقع"؛ خیری برای همه كائنات منجمله انسانی كه استخاره گرفته است. البته مؤمن تنها در صورتی، حقیقتا، مردد است و مجاز به رجوع به استخاره می باشد كه شرع و عقل او - به همراه مشورت و مطالعه ـ راه را به او نشان ندهد، و الا اگر انسان خود با سوء اختیار خود ـ یعنی عدم مراجعه به شرع و عقل ـ راه را بر خود دشوار كرده باشد، تضمینی بر خیر نیست. استخاره در یك جمله رفع حیرت مؤمن است، به همراه القاء روح توكل و اعتماد و خوش بینی به عالم. روحی كه انسان دین گریز امروز از فقدان آن رنج می برد. در دعاهای مربوط به استخاره این روح به خوبی نمایان است. بعضی از این دعاها در ذیل اقسام استخاره می آید. با توجه به بیان فوق طریقه خاصی برای استخاره لازم نیست، بلكه هر روشی در استعمال این قرعه مجاز است. استخاره نوعی قرعه است كه به اتفاق عقلاء و متشرعین رعایت روش خاصی در آن الزامی نیست. اصل مشروعیت قرعه در قرآن مجید آمده است. (ر.ك به آل عمران/40 - صافات.139-141). و لذاست كه می بینیم علماء گاهی روشهای ابداعی نیز در استخاره دارند. با این وجود، در روایات اسلامی، به طور خاص، چند طریق برای استخاره آمده و در هر طریق هم روشهای متنوعی ذكر شده است. بعضی از این طرق را بیان می كنیم.

استخاره به نماز به مقتضای این روش استخاره كننده دو ركعت نماز بگذارد و از خداوند طلب خیر كند و سپس هر چه اول به ذهنش خطور كرد به همان عمل كند. امام كاظم(ع) می فرماید: … فصل ركعتین و استخر الله مأة مرة ثم انظر ای شیء یقع بی قلبك فاعمل به. (مصباح المتهجد ص 535).

استخاره به قطعات كاغذ شش قطعه كاغذ برگیرد و بر سه قطعه آن بنویسد: «بسم الله الرحمن الرحیم انتخابی از جانب خدای عزیز حكیم برای فلان بن فلان افعل». و بر سه قطعه دیگر آن همین عبارت را بنویسد و در انتها بیاورد "لاتفعل" و آنها را زیر مصلای خود بگذارد. دو ركعت نماز بگزارد و پس از آن سجده كرده و در آن صد بار بگوید: «استخیر الله برحمته خیرة فی عافیة». سپس بنشیند و بگوید خدایا بر من خیر برگزین و یك از كاغذها را بردارد و به آن عمل كند. (كافی ج 3 ص 473 ح 8).

استخاره به تسبیح سوره فاتحه را لااقل یكبار یا سه بار و با ده بار بخواند و سپس سوره قدر را دو بار بخواند و سپس این دعا را قرائت كند: «اللهم انی استخیرك لعلمك بعاقبة الامور و استشیرك لحسن ظنی بك فی المأمول و المحذور. اللهم ان كان الامر الفلانی مما قد نیطت بالبركة أعجاز ه و بوادیه و حفت بالكرامة ایامه و لیالیه فخر لی اللهم لی فیه خیرة ترد شموسه ذلولا و تقعض ایامه سروراً. اللهم إما أمر فأئتمر و اما نهی فأنتهی. اللهم انی استخیرك برحمتك خیرة فی عافیة» و سپس در حالی كه نیت می كند تعدادی از دانه های تسبیح را برگیرد. اگر تعداد دانه ها زوج بود انجام دهد و اگر فرد بود انجام ندهد. شخص می تواند با تصمیم قبلی زوج و فرد را عكس آنچه گذشت معنا كند. (وسائل ج 5 باب8 از ابواب صلوة الإستخارة ح 1).

استخاره به قرآن با نیت قرآن را باز كند و به اول صفحه بنگرد و به مضمون آن عمل كند. (وسائل ج 4 باب 38 از ابواب قرائة القرآن ح

1). انواع دیگری از استخاره هم هست كه علاقمندان می توانند به كتابهائی كه در این زمینه نگاشته شده مراجعه نمایند.

آنچه گذشت بیانی قابل فهم بر جواز و وجاهت استخاره، و اشاره ای به شرائط آن، به همراه بیان اجمالی بعضی مستندات روائی آن بود. در پایان سخن خوب است یك مطلب را یادآور شویم؛ و آن این كه همه كسانی كه با استخاره در موارد تردید مأنوسند، در زندگی خود شواهدی دارند كه حاكی از عنایت ویژه الهی در امر استخاره است. قضایای متعددی از متدینین اعم از عوام و خواص در این ارتباط نقل شده است. اگر چه این امر ممكن است قابل اثبات عینی نباشد، ولی وجدان انسانی را تحت تأثیر قرار می دهد و روح اعتماد را می افزاید. شاید پس از داستان تاریخی قرعه كشی برای یونس پیامبر(ع) در كشتی كه از قضا به نام حضرتش درآمد و خداوند در قرآن آن را، به حكمت خاصی تفسیر می كند، و یا حكایت قرآنی قرعه كشی بر تكفل مریم كه به نام ذكریا دست داد نیازی به ذكر مثالهای دیگر بر عنایت ویژه الهی در امر استخاره نباشد، ولی در پایان، ذكر یك نمونه مشهور دیگر خالی از لطف نیست.

در قصص العلمای مرحوم تنكابنی از علمای قرن 13 هجری آمده است كه یكی از علما نسبت به همه اعمال خود دچار تردید می شد، به نحوی كه چندان مقید به استخاره بود كه شبی برای رفتن به بام و خوابیدن به پشت بام هم استخاره می گیرد كه آیا از نردبان بالا رود یا از پلكان؟ استخاره از نردبان خوب می آید. ایشان از نردبان بالا می رود و اتفاقاً از نردبان می افتد پای او می شكند. و از آنجا كه در قدیم جراحی ـ به شكل امروزی ـ پیشرفته نبوده است پای این عالم لنگ می ماند. این عالم می گوید: من متحیر بودم كه حكمت آن استخاره چه بود؟ تا آنكه سی سال از آن قضیه گذشت، و هنگامه حملات مغول رسید. در حمله به نجف سركرده مغولها دستور می دهد همه علما را از دم تیغ بگذرانند. وقتی نوبت به این عالم می رسد و او را به حضور آن ظالم می آورند، آن ظالم نگاهی به آن عالم می كند و می گوید او را رها كنید. وقتی از او علت را می پرسند می گوید، او لنگ است و مانند مادرم راه می رود. آن عالم می گوید: آن وقت بود كه حكمت استخاره سی سال پیش برایم آشكار شد. . .

نوشته شده در دوشنبه 4 مهر 1384 و 07:09 ق.ظ توسط امید

ویرایش شده در - و -



Script Menu مرا بیاد بیاور آن زمان که ازمن نشانی نباشد

 

مرا بیاد بیاور آن زمان که ازمن نشانی نباشد

Script Menu